logo

انتخاب محل سایدبار

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد.
hello@youremail.com
+1234567890

در حسابداری برای استارتاپ ها به چه نکاتی باید توجه کرد

حسابداری برای استارتاپ ها

در حسابداری برای استارتاپ ها به چه نکاتی باید توجه کرد

حسابداری برای استارتاپ ها ، نسبت به شرکت های بزرگ و بالغی که حجم عظیمی از کارهای دشوار را روی دوش دارد و ۲۰ میلیون دلار در سال درآمد کسب می کنند، نیازمندی ها و شرایط متفاوتی  خواهد داشت.

وقتی نوزاد تازه متولدشده تان را از بیمارستان به خانه می آورید و می خواهید از سلامت و احوال او اطمینان حاصل کنید، احتمالاً هرچند وقت یکبار طرز تنفسش را بررسی می کنید. احتمالاً در این زمان، تعداد نفس هایش در دقیقه را محاسبه و با دیگر نوزادهای تازه متولدشده مقایسه می کنید. البته با رشد و نمو کودک، شما راه های دیگری را برای نظارت بر سلامت فیزیکی، ذهنی و عاطفی او در پیش خواهید گرفت.حسابداری برای استارتاپ ها هم به همین منوال است
برطبق نظر برایان همیلتون، رئیس شرکت اطلاعات مالی سیج وُرک، کارآفرینان بی تجربه و تازه کار هنوز نمی دانند که آیا در نخستین روزهای آغاز به کار شرکت و در واقع برای رسیدگی به امور حسابداری برای استارتاپ ها، باید یک حسابدار استخدام کنند یا این امر را به بَعد موکول نمایند.
همیلتون میگوید: “اکثر شرکت ها و بنگاه های کسب و کار نوپا، ساختار ساده ای دارند و شمار زیادی از آن ها، به تنهایی مالکیت شرکت را در اختیار دارند”. در این شرایط، بخش زیادی از انرژی مالکان و صاحبان شرکت ها، صرف کسب درآمد و جذب مشتری می شود. وی عقیده دارد: “در اکثر مواقع، شما در روزهای اولِ کاری شرکت، به حسابدار احتیاج ندارید. مثلاً، اگر من بخواهم یک شرکت طراحی فضای سبز تأسیس کنم، تا زمانیکه درآمدی از آن به دست نیاورده ام، نمی توانم و نمی خواهم که پول بشمارم و حساب و کتاب کنم”.
تعداد زیادی نرم افزار و سیستم هوشمند حسابداری وجود دارند که می توانند به مالکان شرکت های تازه کار و در اصل جهت امور حسابداری برای استارتاپ ها کمک کنند تا متریک های کلیدی، نظیر فروش و مخارج را، در همان روزهای نخست آغاز به کار، پیگیری کرده و تحت کنترل داشته باشند؛
همیلتون میگوید: “اگر یک شرکت یا سازمان نسبتا ساده-ساختار به راه انداخته اید، چرا باید در نخستین روز کاری به یک حسابدار احتیاج داشته باشید؟ شما احتمالا برای مشاوره و رایزنی به یک حسابدار نیاز خواهید داشت؛ زیرا معمولا در طی مسیر، به کرّات به مشاوره احتیاج دارید”. حسابداران میتوانند توصیه های مالی و استراتژیک کارآمدی را در اختیارتان قرار دهند و در ارائه خدمات مختلف نظیر برنامه ریزی برای املاک و مستغلات و دریافت وام به شما کمک کنند.
اما نیاز یک شرکت به حسابدار، عمدتا وابسته به نوع کسب و کار و وضعیت و جایگاه کنونی آن در چرخه حیاتش است. در اکثر مواقع، افراد یک شرکت بسیار ساده تأسیس میکنند و از همان ابتدا، درصدد جذب مشتری بر می آیند.
همیلتون اظهار دارد: “در بسیاری مواقع به نظر میرسد که کارآفرینان و دیگر افراد حاضر در سازمان، یک چک لیست از دارایی ها و فعالیت های رایج مورد نیاز در شرکت های “واقعی” در سر دارند. ایشان فکر میکنند که تمام شرکت ها، به یک حسابدار، یک وکیل و یک برنامه ریز احتیاج دارند و تمام این ها باید از همان ابتدا در شرکت حضور داشته باشند. نتیجه این تفکر آن ها این است که یک مانع بزرگ برسر راه جذب اولین مشتری قرار میگیرد. من به شما توصیه میکنم که اول، یک مشتری جذب کنید و بعد به دنبال حسابدار بروید”.
مالکان شرکت های خصوصی، تبحر خوبی در بذل توجه و تمرکز بر متریک های کلیدی مالی دارند. اکثر آن ها، فرآیند و آمار فروش را با دقت هرچه تمام پیگیری می کنند و برای این کارشان، دلایل قانع کننده ای دارند. البته، پیگیری فرآیندها و آمار فروش، امری بسیار ساده می باشد؛ مگرآنکه کسب و کارتان، پروژه محور باشد یا امتیاز ویژه ای برای مشتریان در نظر گرفته باشید. جدای از این ها، ثبت آمار مخارج و هزینه ها (هم هزینه های مستقیم که برای تأمین مواد و منابع صرف میشوند و هم هزینه های غیرمستقیم که به تبلیغات یا خرید نرم افزارهای حسابداری اختصاص می یابند)، به شما کمک می کند که نظارت و اشراف کامل بر عملکرد شرکت داشته باشید و احتمال سودآفرینی شرکت را ارزیابی کنید.

 

بیشتر بخوانید:  ۶ گام اساسی برای تدوین استراتژی توسعه کسب و کار

دو فاکتور کلیدی که در حسابداری برای استارتاپ ها باید در نظر بگیرید:

  • حاشیه سود ناخالص: حاشیه سود ناخالص به مقداری از درآمد کل شرکت گفته می‌شود که بعد از کسر هزینه تولید محصول بدون احتساب سایر هزینه‌های شرکت به دست می‌آید. از این مقدار برای محاسبه میزان سودآوری یک کالای خاص در مجموع تولیدات شرکت یا تبیین استراتژی بازاریابی و فروش بهتر برای محصولات استفاده می‌شود. این معیار نشان می دهد که پس از صرف هزینه های مستقیم، چه مقدار از ماحصل فروش باقی مانده است. حاشیه سود ناخالص، یک مقیاس و معیار مهم برای ارزیابی بهره وری در شرکت به شمار می آید. هر زمان که به اعمال تغییر در قیمت ها یا حجم تولیدات احتیاج داشتید و درصدد حصول منافع و سود بیشتر از فروش برآمدید، میتوانید به این پارامتر استناد کنید؛ زیرا مقدار عددی این پارامتر، اطلاعات بسیار ارزشمندی در اختیار شما قرار می دهد.
  • حاشیه سود خالص: حاشیه  سود خالص عبارت است از سود خالص یک شرکت که برحسب مقدار فروش و تمام هزینه های کاری (مثل قسط بانک و دیگر مخارج کلی) محاسبه میشود. این پارامتر به شما نشان میدهد که پس از پرداخت تمام هزینه ها، چه مقدار از درآمد حاصل از فروش عاید شرکت خواهد شد.
    همیلتون میگوید که پارامترها و متریک های دیگری نیز وجود دارند که ما را در شناخت و پیگیری روال سودآفرینی شرکت در طی دوران مختلف، یاری می کنند. مجدداً باید بدین نکته اشاره کنیم که زمان آغاز فرآیند پیگیری این متریک ها و پارامترها، برحسب نوع کسب و کار و جایگاه شرکت در چرخه  حیات، متغیر خواهد بود. اما در نخستین مراحل آغاز به کار یک شرکت، و در شرایطی که تعداد زیادی ایده و نظر برای راه اندازی امور مطرح می شوند، مهم ترین متریک که باید پیگیری شده و تحت کنترل باشد، فروش است.
    همیلتون میگوید: “منظور من این نیست که شما برای انجام امور حسابداری برای استارتاپ ها ، کلاً به حسابدار نیاز ندارید. بلکه باید در زمان مناسب، از وجود او استفاده کنید”. وی در جای دیگری اظهار داشته است که: “اکثر شرکت ها و بنگاه های کسب و کار، در نخستین مراحل آغاز به کار، یک ساختار بسیار ساده دارند و تمام انرژی و توان مالکان باید صرف کسب درآمد و جذب مشتری شود. به محض آنکه به درآمدزایی و توان جذب مشتری دست یافتید، میتوانید یک حسابدار استخدام کنید”.
بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه

دیدگاه
نام
ایمیل
وبسایت